بگذشت مه روزه ، عيد آمد وعيد آمد
بگذشت شب هجران معشوق پديد آمد

آن صبح چو صادق شد عذراي تو وامق شد
معشوق توعاشق شد شيخ تو مريد آمد

شد جنگ ونظر آمد شد زهر و شکر آمد
شد سنگ وگهر آمد شد قفل و کليد آمد

جان ازتن آلوده هم پاک به پاکي رفت
هرچند چو خورشيدي برپاک و پليد آمد

ازلذت جام تو دل مانده به دام تو
جان نيز چو واقف شد او نيز دويد آمد

بس توبه شايسته برسنگ تو بشکسته
بس زاهد و بس عابد کو خرقه دريد آمد

باغ ازدي نامحرم سه ماه نمي زد دم
بر بوي بهارتو ازغيب رسيد آمد

مولانا

***


عید بر همه ی عاشقان مبارک باد


***


عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت..صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت!

این روز عزیز را به شما تبریک می‌گویم، امیدوارم تا رمضان دیگر سرشار از رحمت و برکت باشید

صدای پای عید می آید .

دل بر سر دو راهی ِ آمدن عید رمضان و رفتن ماه مبارک رمضان بلا تکلیف است ...

نمی داند از آمدن آن شاد باشد یا از رفتن این محزون ؟ عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش ِ یک ماه عبادت و شست و شوی جان درنهر پاک رمضان است.

عید فطر، عید پایان یافتن رمضان نیست .

عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است، چونان ققنوس که ازخاکستر خویش دوباره متولد می شود.

رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نو ؛با جانی تازه از آن سر بر می آورد .

عیدفطر؛ شادی برای رفتن رمضان نیست بلکه برای آمدن روز نو ،روزی نو و انسانی نو است .
بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش ، با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد ..

اگر درعید فطر در نیابیم که از نو متولد شده ایم، اگر تازگی را درروح خود احساس نکنیم، عید فطر ؛ عید ما نیست ..

***

غزلی دل انگیز از صائب تبریزی پیشکش شماعاشق وصاحبدل:

افسوس که ایام شریف رمضان رفت
سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت

افسوس که سی پاره این ماه مبارک
از دست به یکباره چو اوراق خزان رفت

ماه رمضان حافظ این گله بد از گرگ
فریاد که زود از سر این گله شبان رفت

شد زیر و زبر چون صف مژگان صف طاعت
شیرازه جمعیت بیداردلان رفت

بی قدری ما چون نشود فاش به عالم
ماهی که شب قدر در او بود نهان رفت

تا آتش ِجوع رمضان چهره بر افروخت
از نامه اعمال سیاهی چو دخان رفت

با قامت چون تیر در این معرکه آمد
از بار گنه با قد مانند کمان رفت

برداشت ز دوش همه کس بار گنه را
چون باد سبک آمد و چون کوه گران رفت

چو اشک غیوران ز سراپرده مژگان
دیرآمد و زود از نظرآن جان ِجهان رفت

از رفتن یوسف نرود بر دل یعقوب
آنها که به صائب ز وداع رمضان رفت